رضا قليخان هدايت
مقدمه 11
مجمع الفصحاء ( فارسي )
بههمينصورت مىپسندم . سى و چند كلمه را كه در آنها واوى نوشته مىشود و خوانده نمىشود به صورت غير هزوارشى مىنويسم خاب و خاجه و خيد و خل و خاهر و جز آنها را بىواو مىنويسم . از جهت املايى ميان دانشكده و دانشگاه و دانشجو و زايشكده و زايشگاه با دادگاه و زادگاه و هنركده و خرگاه از جهت ساخت و ساختار هيچ تفاوتى نمىبينم و با آنكه از ابدال و تخفيف و حذف و جز آنها غافل نيستم براى يكسانى و آسانى همه را و همه آنچه ازين دست باشد بههمينصورت كه نوشتم مىنويسم . كتابخانه و دفترخانه را از جهت ساخت يكسان مىبينم چنانكه كتابچه و دفترچه را . در دفترچه و دفترخانه و دادگاه و زادگاه آخرين حرف جزو اوّل آنها به اولين حرف جزو دوم آنها نمىچسبد امّا در دانشگاه و دانشكده چسباندن و نچسباندن هر دو ميسّرست براى يكسانى املاى اينگونه مركّبها چه بايد كرد بايد به دوگانگى اجتنابپذير روى آورد يا يگانگى را بر دوگانگى به حكم آسانى و يكسانى ترجيح داد . صغرا و كبرا و ليلا و يحيى و طاها و زكات و صلات را به صورتى كه نوشتم مىپسندم عدد را به معدود نمىچسبانم . يك شب با هزار شب جز به تعداد يكيست همچنين يك روز با دو روز و پنج مرد با چهار مرد چنانكه هركس با همهكس اين و آن را به كلمهء بعد از آنها نمىچسبانم . بلكه را همچنانكه شاعر مشهورى در سدهء پنجم جدا نوشته است جدا مىنويسم اگر پنجم و ششم و هفتم و هشتم و نهم را مثل دوم و سوم و چهارم نمىنويسم در انتظار ظهور صاحبان معرفت و مروّتى نشستهام كه نوآموزان دبستانى را از تحمّل رنج طاقتفرسا و استعدادسوز آموختن املا كه شايد از آموختن لگاريتم اگر سختتر نيست آسانتر هم نيست نجات بخشند و هزاران هزار از نوآموزان و فرزندان فارسى زبان را كه هنوز اسير عادت چشمى در خواندن كلمهها نشدهاند و در دام بدآموزى فاضلمآبان تعليم و تربيت نيفتادهاند از مشقّت برهانند . در يككلام در انتظار روزى نشستهام كه پيش از سياهبختى شايد اجتنابناپذير تغيير خط فارسى هر كلمه را همهوقت چنانكه نوشته مىشود بخوانيم و چنانكه مىخوانيم بنويسيم شايد از اسارت تاراج مدنيّت و فرهنگ و تاريخ و حيات معنايى خود - كه حاصل ناگزير تغيير خط است در امان بمانيم از ذكر شيوههاى ديگر پيشنهادى خود در شيوهء املا پرهيز مىكنم - خاصه كه رازهاى مگويى درين بحث مطرح است .